ايسلندي و ديگري آلماني‌. دومي تا نيمه يا پايان سده‌ٴ دوازدهم‌، شكل كنوني خود را نيافته بود. منظومه‌ٴ ال‌سيد،1 حماسه‌ٴ ملي اسپانياي مسيحي‌، از همان ايام است‌. كافي است كه به تاريخ‌هاي‌ روسي و ايسلندي اشاره‌اي كنيم‌. مسلماً نخستين ادبيات هر ملتي جزء لاينفك فلسفه‌ٴ اوست‌.

7. بيزانس‌. تنها يك نويسنده است كه مي‌توان او را فيلسوف شمرد و اين به‌خاطر نوع علايق‌ اوست‌: اوستاتيوس اسقف سالونيك‌، كه شرح‌هايي بر آثار كلاسيك يوناني نوشت‌، و در وهله‌ٴ اول‌، يك انسانگرا بود.

8. ايران‌. انديشه‌ٴ ايراني در اين عصر، به‌وسيله‌ٴ دايرةالمعارف پهلوي به نام بندهشن معرفي‌ شد.2

9. هندي‌. هنديان هميشه مجذوب زبان خويش بودند، و هم‌چنين علاقه‌ٴ صميمانه‌اي به‌ منطق داشتند. عجيب نيست كه آنان دستور زبان را ابداع كردند. مسلماً مطالعات ياسكا و پانيني‌ درباره‌ٴ دستور زبان سانسكريتي موٴثرترين مساعي استادانه راجع به دستور زبان بود ( ¿ ج 1). اين‌ تمايلات را مي‌توان در طي قرون‌، دنبال كرد. در عصر مورد بحث‌، هماكاندراي نحوي جايني‌ رساله‌اي راجع به منطق نوشت‌. در اواخر سده‌، فيلسوف بنگالي به نام گانگشا مكتب منطق تازه‌ٴ ناوانيايا را تأسيس كرد. او رساله‌اي در شرح اصول مكتب نايا نوشت كه در حكم معيار و ملاك‌ موضوع مورد بحث است‌، و آن‌قدر آن را شرح كرده‌اند كه موجب بيزاري انسان مي‌شود.
براي تجسم سيماي تاريك‌تر تفكر هندي بايد از رساله‌ٴ فالگيري ياد كنيم كه دورلابهاراجاي‌ گجراتي (در اميرنشين بمبئي‌) تأليف كرد، و خواب‌نامه‌اي كه پسرش جاگادِوا نوشت‌. لازم نيست‌ گفته شود كه چنين انحرافاتي منحصر به هند نبود، آن را در جاهاي ديگر هم مي‌بينيم و اگر با دقت‌ بيشتري نگاه كنيم احتمالاً آن‌را در همه جا خواهيم يافت‌. مساعي علمي و تعقلي هميشه‌ استثنايي بوده (و هست‌)؛ تمايل طبيعي انسان تسليم شدن به باورهاي خرافي است‌. پروردن‌ كساني چون دورلابهاراجا وجاگادِوا نبايد موجب افول تمدن باشد، بلكه وقتي واقعاً درخور عدم‌ اعتناست كه چنين كساني را در رأس قرار دهد و مانع رشد انواع ديگر گردد.

10. چيني‌. يكي از برجسته‌ترين افراد در تاريخ انديشه‌ٴ چين چو هسي نام دارد كه در همين ايام‌، برآمد (وفات‌: 1200). او آخرين و بزرگ‌ترين فيلسوف ازميان پنج فيلسوفي بود كه نهضت‌ معروف به هسينگ ـ لي (فلسفه‌ٴ طبع انساني‌)، يا نوكنفوسيوسي را ايجاد كردند.3 اصطلاح‌ نوكنفوسيوسي يا عناصر بودايي و تائويي‌، يعني چيزي خيلي دور از آيين اصلي كنفوسيوس‌. لوچيو ـ يوآن‌، فيلسوف ديگري از همان عصر، به انتقاد از فلسفه‌ٴ چوهسي پرداخت‌، ولي اين‌


Poema del Cid .1
2 . ¿مقدمه‌ٴ بندهشن‌، چاپ بنياد فرهنگ ايران‌. ــ م‌.
3 .ج 1، ص 748.